تبليغاتX
وجز لبخند چيزي نگفت... - یعنی میشه که باشه؟


وجز لبخند چيزي نگفت...

جسمم را به خاک،روحم را به خدا و اندیشه ام را به آیندگان می سپارم...

دلم می خواد کلی چیزی بنویسم

ولی

نمی تونمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

کاش بشه که بشه

دلم می خواد بنویسم که نفس کشیدن راحت میشه

گذاشتن راحت سر رو بالش میشه

باهاش میشه

من هر شب با یادش می خوابم

با یادش خواب می بینم

با یادش بیدار میشم

با یادش دعا می کنم

با یادش ناهار میخورم،شام می خورم

با یادش زندگی می کنم

با یادش!

سرم رو رو بالش میذارم

و باز با یادش می خوابم

که میشه باهاش بشه

به امید فردایی

که باهاش باشم

کاش باشه که همه ی اینا بشه

واسه ی همیشه باشه که باز می گم

بشه که باشه

که می دونم میشه

شب ها پر ستاره

کاش همه یاین خواب نباشه

که بشه

رویام که اون باشه

پیشم باشه

باشه

پ.ن۱:

-چقدر "ش"

-پیدا کنید مفعول را

-فاعل منم

-مفعول چیکار میکنه الان

-فاعل + مفعول =خیلی با حال

-برای تشکیل جمله ی زندگی من دعا کنید

-فعل=لطف خدا

-مشبه به=دختر بابا

-من اصلا چیزی نگفتم(مثلا)

 

نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 14:46 توسط مصطفی| |


Design By : Night Skin