وجز لبخند چيزي نگفت...
جسمم را به خاک،روحم را به خدا و اندیشه ام را به آیندگان می سپارم...
شاید خیلی داد وبیداد کنم تو جمع که باشم میترکونم می دوم این طرف اون طرف ولی با همه ی اینا بدون تو هیچی صفا نداره حتی اون صبحانه ای که تو داری می خوری از گلوم پایین نمیره در یک کلام داغونم یه جوریم گوشتو بیار می دونی چیه؟ دلم میخواد با هم باشیم
این روزها شاید زیاد ورجه وورجه کنم
![]()
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت
8:57 توسط مصطفی| |
| Design By : Night Skin |


