تبليغاتX
وجز لبخند چيزي نگفت...


وجز لبخند چيزي نگفت...

جسمم را به خاک،روحم را به خدا و اندیشه ام را به آیندگان می سپارم...

انتظار،"آمادگی" است،نه"وادادگی"!

کسی که معتقد است علی رغم قدرت های حاکم بر جهان و علی رغم نیرومندی جبهه ظلم و زور درجامعه بشری و علی رغم سلطه ی باطل و تجاوز و ضعف و اسارت حق و عدالت،هر لحظه ممکن است انفجاری روی دهد و ندای انقلاب از اعماق سیاه شب تباهی و فساد و بیداد برخیزد و او را به عنوان سرباز واقعی و یک "انقلابی"حقیقی به شرکت در جهاد عالمگیر حق و عدل علیه جبر ظالمانه ی تاریخ دعوت کند،چنین کسی "منتظر" است و ناچار نمی تواند به خواب رود.....

(دکتر شهید علی شریعتی)

 

پاورقی:

چه فروتنانه بر آستانه تو به خاک می افتد

آنکه در کمرگاه دریا

دست،حلقه توانست کرد

نگاه کن

چه بزرگوارانه در پای تو سر نهاد(شاملو)

                

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 11:36 توسط مصطفی| |

اینجا نور نقشی دگر دارد

نسیم جان نواز

در فکرم می نوازد

و می گویم

در چشم آن کبوتر

روی ایوان

چه می گذرد؟

که در چشمان من نمی گذرد...

یا در دل آن کودک چند ساله!

و در فکر آن جوان

که سر به زیر انداخته

و زمین را می نگرد

چه خطوطی نقش می بندد؟

و مردم کنار سقاخانه

اشک مادری کنار پنجره

از که؟چه می خواهد؟

همه هستند...

در روزگاری که بی مهتاب و سیاه است

و قناری در گلدان،تنها

کوچه های زندگی تاریک

و لبخند پرنده ناپیدا

اینجا می توان آموخت

پرواز از ایوان تا پرچم سبز را

و شاید پرواز از زمین تا آسمان!

راستی

اینجا کجاست؟

سروده شده در جوار حریم قدسی حضرت رضا(ع)

پ.ن:

دوستان مهر پرورم

سلام

این شعر سوغاتی من است از روزهایی که نفس تازه شد

جای همتون خالی بود

یا رضا(ع)

                                     

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 18:27 توسط مصطفی| |

همه آ مده اند

مریم،ساره،آسیه و خواهر موسی

فرشتگان بال گسترده اند.....

و خانه محمد(ص)غرق نور امید برای آدمیان است.

صدایی در اتاق می پیچد و خدیجه(س) لبخند می زند.

و در گوش محمد(ص) ندای دلنشین حق می پیچد.

"ای محمد،همانا ما به تو کوثر،خیر و برکت عطا کردیم.پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن و بدان دشمنت بریده از نسل است"

                                                                   

این سخن پروردگار است....

و لبخند بر لبان پیامبر مهربانی ها نقش بست.

مژده باد که آل مهر گسترش از نسل یک دختر است.

پروردگار این چنین ارزش زن را به جهانیان فهماند.

و زن را خیر و برکت معرفی کرد......

میلاد با سعادت و پر از برکت بزرگترین مادر دنیا مبارک باد

                                                              مادر مهربانم روزت مبارک

پ.ن:

سلام دوستان مهربانم

به یاری خدا فردا عازم بارگاه قدسی حضرت رضا (ع)هستم.

دعا گوی شما هستم.

حلالم کنید.

ببخشید که وقت نشد خبر بدم.

یا علی(ع)

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 22:33 توسط مصطفی| |

 سلام حاجی

خوبی؟

چه خبر؟.......

حسین! هنوز می خندی؟

حال زار من رو می بینی...

نمی خوای به حالم گریه کنی؟

بخند...باشه

می دونم تو هنوز امیدواری...

باید هم بخندی!

پریدی...

آره ،تو چیزی جز لبخند نگفتی...

انگار می دونستی میخوای بری مهمونی

اونم واسه همیشه.....

نمی دونم چی بگم!

اما

ای کاش......                                         

شهید حاج حسین خرازی (علمدار روح الله)

 

مناجات

من باید فرود آیم،

نباید بنشینم،

سال هاست،از آن لحظه که پر بر اندامم رویید

و از آشیان،از بام خانه پرواز کردم

همچنان می پرم،هرگز ننشسته ام،

و دیگر سری نیز بسوی زمین و به سواد پلید شهرها

و بام های کوتاه خانه ها بر نگرداندم،

چشم به زمین ندوختم،

پرواز رو به آسمان،

در راه افلاک

و هر لحظه دورتر و بالاتر از زمین

و هر لحظه نزدیک تر به خدا

(شهید دکتر علی شریعتی)

 

پ.ن:دوستان مهربان!

سلام گرم مرا پذیرا باشید

باز هم شروعی دیگر....

یا علی(ع)

نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 13:22 توسط مصطفی| |


Design By : Night Skin